تکستهایی که برات نمی‌فرستم (۱) - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 23:22
تکستهایی که برات نمی‌فرستم (۱) دلم تنگ شدهنمی‌تونم گریه کنمنمی‌تونم هنوز باور کنم جای خالیتوهنوز نمی‌تونم درک کنم دنیام بدون تو قراره چه شکلی باشهمنتظرم انگار همه‌ی اینا تموم شه، بهت زنگ بزنم و برات تعریف‌ کنمبرات تعریف کنم و تو آرومم کنی، مثل‌ همیشهبهم بگی درست میشه، بهم بگی‌ کنارمی...نگرانتممواظب ...
تکستهایی که برات نمی‌فرستم (۴) - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 23:22
تکستهایی که برات نمی‌فرستم (۴) دوز قرصامو دو برابر کرده. حالا دو برابر بیشتر بی‌خیالم. حالا دیگه نمی‌تونم گریه کنم. یه چیزی ولی ته دلم میدونه که اوضاع آروم نیست. که اینا همش خاکستر روی آتیشه. یه چیزی ته دلم هست که مدام داره می‌جوشه و دارن روش خاک می‌ریزن.تو کجایی؟ لعنت به همه‌ی چیزایی که یادم مینداز...
پشت پرده - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 0:45
در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.یکشنبه ۱۱‌ فروردین ۹۸ اینجا نوشتم: چرا عاشق نمی‌شوم؟امشب بامداد چهارشنبه ۱۸ دی ۹۸ می‌نویسم کاش عاشق‌ نمی‌شدم.
- تاریخ: 1401/11/11 ساعت: 1:10
[unable to retrieve full-text content]یکشنبه ۱۱ فروردین ۹۸ اینجا نوشتم: چرا عاشق نمیشوم؟ امشب بامداد چهارشنبه ۱۸ دی ۹۸ مینویسم کاش عاشق نمیشدم.
تکستهایی که برات نمیفرستم (۱) - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:40
دلم تنگ شدهنمیتونم گریه کنمنمیتونم هنوز باور کنم جای خالیتوهنوز نمیتونم درک کنم دنیام بدون تو قراره چه شکلی باشهمنتظرم انگار همهی اینا تموم شه، بهت زنگ بزنم و برات تعریف کنمبرات تعریف کنم و تو آرومم کنی، مثل همیشهبهم بگی درست میشه، بهم بگی کنارمی...نگرانتممواظب خودت هستی؟
تکستهایی که برات نمیفرستم (۲) - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:40
کاش تو خوابم نمیدیدمت. حالا چهجوری دوباره باور کنم نیستی؟xa0
تکستهایی که برات نمیفرستم (۳) - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:40
عقلم میگه دلم نباید برات تنگ شه. نباید یادت بیفتم. نباید دوباره آرزو کنم که ببینمت. نباید بهت بگم حالم چقدر خرابه. دلم هی میشکنه. هی مچاله میشه. نفسام کوتاه میشه. فایدهای نداره. دنیا خیلی بیانصاف بود که ما رو گذاشت تو این دوراهی.
تکستهایی که برات نمیفرستم (۴) - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 4:40
دوز قرصامو دو برابر کرده. حالا دو برابر بیشتر بیخیالم. حالا دیگه نمیتونم گریه کنم. یه چیزی ولی ته دلم میدونه که اوضاع آروم نیست. که اینا همش خاکستر روی آتیشه. یه چیزی ته دلم هست که مدام داره میجوشه و دارن روش خاک میریزن.تو کجایی؟ لعنت به همهی چیزایی که یادم میندازن که ندارمت.
بهار - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 22:24
خندید باغبان که سرانجام شد بهار دیگر شکوفه کرده گلی که کاشتم دختر شنید و گفت چه حاصل از این بهار؟ ای بس بهارها که بهاری نداشتم...
قصه ی من - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 22:24
و من تازه دارم می فهمم که غم لعنتی چطور مثل باد سرد پاییز به من زد، وقتی توی اوج افسردگی، وقتی دیگر هیچ چیز خوشحالم نمی کند و هر شور و شوق و جنبشی بهxa0 چشمم پوچ و عبث می آید، وقتی سال تحویل می شود و لب
نجات دهنده در گور خفته است - تاریخ: 1397/11/22 ساعت: 22:24
The hardest part is to know That you have always been Completely alone … زمانی می آید که می فهمی به هیچ کس غیر از خودت نباید تکیه کنی. زمانی می آید که می فهمی تمام این مدت چقدر تنها بوده ای. می فهمی ز
Repost - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 12:15
از وقتی یادمه مسکّن خوردن رو دوست نداشتم. همیشه فکر می کردم مسکن خوردن فقط دردو تسکین می ده، فقط دردو کم می کنه، اما مشکل من درد نبود. مشکل من اون چیزی بود که باعث درد شده بود. مسکّن خوردن درد منو تسکین می داد، ولی خود اون عامل دردو حذف نمی کرد! وقتی به خودم می اومدم اثر مسکن از بین رفته بود و یا با...
چه بر شاعرت گذشته بود ای تک بیت محزون مستاصل... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:28
[unable to retrieve full-text content]ز ما گذشت، ولی ظلم این چنین شدنیست؟ که عمر کس به سر آید به رنج ها و ماتم ها؟!
من. به. نومیدی. خود. معتادم. - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:28
بگویید "به نومیدی" اش سخت "معتاد" بودآنقدر که تمام عمر یک بازنده باقی ماند بگویید برنده ها را دید، حسرت کشید، گریست ولی هرگز قدمی برنداشت بگویید راه را نمی دانست سخت به آینده بی اطمینان بود بگویید نومیدی اش تسکینش می داد و ویرانش می کرد بگویید و بعد فراموشش کنید خودش هم می دانست تقدیر بازنده ها همیش...
عقل های نهفته ی من - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 13:28
از ظهر تا حالا مدام خون می آید توی دهانم و مجبورم قورتش بدهم. ورم صورتم که به اندازه ی یک پرتقال بود به زور کمپرس های متوالی یخ کم شده و جز مایعات هیچ چیز نتوانسته ام بخورم. نیم ساعت پیش بود که بالاخره گفتم: "عجب غلطی کردما."xa0 مامان جواب داد: "بالاخره که باید می کشیدیش."xa0رفتم توی فکر. چند ماه بو...
و همانا ما انسان را در رنج آفریدیم - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 7:16
یادم نرودزندگی رنج است. آمده ای که رنج بکشی. باید رشد کنی. باید بزرگ شوی. رنج هایت را هدیه ای ببین از طرف زندگی که آمده اند تا قوی ترت کنند. می دانم. سخت است. ناعادلانه به نظر می رسد. اما همین است. اگر این طور فکر نکنی هر رنجی مثل باتلاقی توی خودش غرقت می کند. دست و پایت را می بندد. و دست آخر ایمانت...
باشه، آرومم - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 18:16
"زخم های آدم سرمایه است حامد سرمایه ات رو با این و اون تقسیم نکن ، داد نکش ، هوار نکش ، آروم و بی سر و صدا همه چیزو تحمل کن..." شب یلدا - xa0کیومرث پوراحمدxa0
نفسم گرفت از این شهر... - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 18:16
می ترسیم... از مرگ می ترسیم... چون نمیدونیم اون ور چه خبره. آدم از هرچی که نشناسه، هر چیزی که چیزی راجع بهش ندونه می ترسه. اصلا ترس یعنی همین. می ترسی چون نمیدونی قراره چی پیش بیاد. نمیدونی. فکر کن بهت بگن قراره بری یه مسافرت. هیچی حق نداری با خودت ببری. حتی چیزا و کسایی که خیلی دوستشون داری. هیچی ه...
شب - تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 21:49
"کی اشکاتو پاک میکنه شبا که غصه داری..." شب است و صدای آهنگی دور و غمگین و قدیمی گوشم را پر کرده شب است و تنهایی هایم دارند بیشتر می شوند شب است و دارم هی از خودم شکست میخورم نفس هایم سنگین شده و دستهایم یخ زده اند بگو بگو که سرنوشت چه چیزی را میخواهد پیش رویم بگذارد xa0چه دلیلی دارد این دلتنگی این ...
جدال نفسگیر - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 1:15
دست و پا زدن میان نومیدی و امید، هر روز جنگی دوباره و دوباره، یک روز درد بر تو غالب میشود و روز دیگر تو بر آن، پایان ماجرا چیست؟ می توانی خودت را بیرون بکشی؟ می توانی ادامه بدهی؟

برچسب‌های مرتبط

باشی آرومم | نفسم گرفت از این شهر | نفسم گرفت از این شهر کدکنی | نفسم گرفت از اين شهر حبيب | نفسم گرفت از این شهر دانلود | نفسم گرفت ازاین شهر همایون | نفسم گرفت از این شهر متن | نفسم گرفت از این شهر شعر | آهنگ نفسم گرفت از این شهر | آهنگ نفسم گرفت از این شهر حبیب