ذهن تبدار

متن مرتبط با «روز خوب و روز بد» در سایت ذهن تبدار نوشته شده است

نجات دهنده در گور خفته است

  • نیلوبلاگ

    The hardest part is to know That you have always been Completely alone … زمانی می آید که می فهمی به هیچ کس غیر از خودت نباید تکیه کنی. زمانی می آید که می فهمی تمام این مدت چقدر تنها بوده ای. می فهمی ز...

    ادامه مطلب
  • چه بر شاعرت گذشته بود ای تک بیت محزون مستاصل...

  • نیلوبلاگ

    ز ما گذشت، ولی ظلم این چنین شدنیست؟ که عمر کس به سر آید به رنج ها و ماتم ها؟!...

    ادامه مطلب
  • من. به. نومیدی. خود. معتادم.

  • نیلوبلاگ

    بگویید "به نومیدی" اش سخت "معتاد" بودآنقدر که تمام عمر یک بازنده باقی ماند بگویید برنده ها را دید، حسرت کشید، گریست ولی هرگز قدمی برنداشت بگویید راه را نمی دانست سخت به آینده بی اطمینان بود بگویید نومیدی اش تسکینش می داد و ویرانش می کرد بگویید و بعد فراموشش کنید خودش هم می دانست تقدیر بازنده ها همیشه فراموش شدن است. ...

    ادامه مطلب
  • و همانا ما انسان را در رنج آفریدیم

  • نیلوبلاگ

    یادم نرودزندگی رنج است. آمده ای که رنج بکشی. باید رشد کنی. باید بزرگ شوی. رنج هایت را هدیه ای ببین از طرف زندگی که آمده اند تا قوی ترت کنند. می دانم. سخت است. ناعادلانه به نظر می رسد. اما همین است. اگر این طور فکر نکنی هر رنجی مثل باتلاقی توی خودش غرقت می کند. دست و پایت را می بندد. و دست آخر ایمانت را ازت می گیرد. قبول کن. جبر زندگی را، جبر روزگار را بپذیر. ...

    ادامه مطلب
  • باشه، آرومم

  • نیلوبلاگ

    "زخم های آدم سرمایه است حامد سرمایه ات رو با این و اون تقسیم نکن ، داد نکش ، هوار نکش ، آروم و بی سر و صدا همه چیزو تحمل کن..." شب یلدا - xa0کیومرث پوراحمدxa0...

    ادامه مطلب
  • هواپیما نوشت

  • نیلوبلاگ

    چشماتو بببند یه لحظه سعی کن فراموش کنی تو چه دنیایی هستی. بعضی وقتا انکار کردن واقعیت خوبه. بعضی وقتا ساختن یه دنیای خیالی خیلی لذت بخشه! یه دنیای خیالی بساز و واسه چند ساعت، سعی کن یادت بره واقعا کجایی! سعی کن یادت بره تو دنیایی هستی که ارزش آدمها رو با زیباییشون می سنجن! با پولشون می سنجن! سعی کن یادت بره توی دنیایی هستی که آدمیت دیگه خیلی وقته کهxa0 داره از یاد مردمش می ره. دنیایی که کسی باطنو نمی بینه و همه چسبیدن به ظاهر! دنیایی که هیشکی سعی نمیکنه روح کسی رو بشناسه! دنیایی که همه زود از هم...

    ادامه مطلب
  • روزهای خوب ... روزهای بد

  • نیلوبلاگ

    روزهای خوب نداشتن یک جور بدبختی است و روزهای خوب داشتن یک جور بدبختی دیگر. چه جوری؟ الان می گویم. روزهای بد، روزهای نه چندان خوب، روزهای خنثی، روزهایی که اسمشان روزهای خوب نیست: شب ها مشغول فکر کردن و آهنگ گوش دادن و یک سری کارهای بیخود میشوی، شاید حول و حوش ۴ صبح بخوابی، از یک طرف دلیل خاصی برای بیدار شدن نداری و دلت می خواهد در دنیای خواب ساعتها بمانی و برای خودت همه ی غیرممکن ها را ممکن کنی و لذتش را ببری، از یک طرف احساس می کنی با بلند شدن از خواب در ساعت ۳ بعد از ظهر نصف روزت را از بین برده...

    ادامه مطلب
  • بی حوصلگی تابستانه ۲

  • نیلوبلاگ

    پرت کردن خود در تختخواب با چهره ای راضی از کنسل کردن تمام برنامه های فردا صبح و موکول نمودن آنها به هفته های بعدتر....

    ادامه مطلب